،بانو از خودت دست نكشخودت چتر باش خودت ابر باش خودت باران شك نكن خدا نابغه بوده،كه تو را آفریدهبیخیال بنده هایش كه دنیای زنانه ات را نادیده گرفتندبانو ایندفعه سر سفره، تو نان گرم بخوراصلا تمام زیتون های دنیا هم مال توهر وقت هم تنت سرد شدتنهاییت را بغض نكنآواز كنبا صدای بلند برای گرمیه دلت بخوان دیگر هیچ وقت تنهاییت را باگریه نشان ندهحتی وقتی تنها میخوابی.بگذار ایندفعه لالاییت را برای خودت...،چه خوب میشد عصرانه میهمان خودت باشی بانو بانو با

ادامه مطلب  

پررو بازي كلاغ و خرس  

       یه كلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن كلاغه سفارش چایی میده چایی رو كه میارن یه كمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار.
مهموندار میگه: «چرا این كارو كردی؟»
كلاغه میگه: «دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!»
چند دقیقه میگذره باز كلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه كمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه: «چرا این كارو كردی؟»
كلاغه بازم میگه: «دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!»
بعد از چند دقیقه كلاغه چرتش میگیره. خرسه كه اینو

ادامه مطلب  

يادت  

   همینطور كه دستاش رودر هم قفل كرده بود خیره به فواره های  وسط حوضچه پارك باخودش حرف می زد گنگ و مبهم خیلی سعی كردم لب خوونی كنم ، نیمكت  بتونی نزدیكتر بهش رو انتخاب كردم همه حواسم به سمتش بود شاعرانه تر بگم سراپا گوش بودم و واضح تر از این نمی شد جمله ای رو ادا كرد:
یادش رفته من هنوز منتظرمیادش رفته باید برگرده!
كلاغ ها با غار غارشون پارك رو گذاشتن رو سرشون ...

ادامه مطلب  

 

دلم گرفته از خزان و قصه ی كلاغ ها
مرا ببر به خواب ها ، بهارها
به جشنِ كوچه باغ ها
دلم گرفته از غروب و زوزه ی شغال ها
دلم گرفته از شب و زِ دوده ی چراغ ها
مرا ببر به چشمه ی ستاره ها
مرا ببر به نورهاىِ بى چراغ
مرا ببر به شهرهاىِ بى خبر ،
ز قصه ی دوباره ها
مرا ببر به بى نشان ، به ناكجا
مرا ببر به آشتى ،
به آشناییِ خدا ...
((كردلیا سراج زاهدى))

ادامه مطلب  

 

افسردگى ناخن مى خراشد بر در و دیوار خانه جیغ در گلو نفس كم آوردهچاى چرا دم نمی كشد؟ساعت چرا هی كش می اورد لحظه های نبودن را؟فراموشى چرا زنگ خانه را نمی زند؟ چرا از بلاتكلیفى،تكالیف شب های رفتن به درازاى روز كشیده شده؟مشقِ شب هاى كلاغ گرفته ام تا كى "آمدن" باشد؟!آمدن، این آمدنِ گور به گور شده انتظار،این انتظارِ حوصله سر بر!!!پرده ها را كنار بزندریا خونآبى ست چون جگر خونینِ زنی كه موج هایش را بغض كرده و یكجا قورت داده ضربان قلبش ایست كرده حالا جن

ادامه مطلب  

سفر به اصفهان  

پنج‌شنبه از تهران خارج شدیم و به اصفهان رفتیم. به آفتاب و مهتاب رسیدیم. آن‌جا عمو نعمتی برایمان سوپ و برنج و كباب و بستنی خرید. سپس حركت كردیم و نیمه شب به اصفهان رسیدیم. به پارك ساحلی و پارك كوهستانی رفتیم. آن‌جا توت خوردیم. خیلی خوش‌مزه بود.عمو نعمتی زنگ زد و گفت نمایشگاه به پایان رسید و آمد و ما را به تهران برد. نیمه شب به آفتاب و مهتاب رسیدیم. من خواب بودم و مامان و بابا و عمو برای خودشان شام خریدند. شب به خانه رسیدیم. من بدبخت باید بیدار می

ادامه مطلب  

دو تا درخت كه تكرار بيد مجنونند  

كمی درشت، كمی ریز، جمع كن درهم
بیا به متن و كمی حاشیه بیاور هم
 
عجیت نیست كه در متن من شدی درمان
به متن های كهن ، بوده نام تو مرهم
 
دروغ، راست، تفاوت نمی كند، وقتی
من و تو آن دو درختیم  داده سر بر هم
 
دو تا درخت كه بر شاخه هایشان، كنجشك
كلاغ، سار، نشسته، سه تا كبوتر هم
 
دو تا درخت كه زیتون، اقاقیا، انجیر
انار،سیب، گلابی، گون،صنوبر هم
 
دو تا درخت كه تكرار بید مجنونند
گذشته، حال، یقین روزهای دیگر هم
مانا مسافر_بهار88

ادامه مطلب  

422  

تمام آنچه از زندگی می خواهم ،‌یك غروب تعطیل پاییزی است  با 
 
پنجره ای رو به درختها و كلاغ ها و هوای ملس و مرموز با یك فنجان 
 
چای تازه دم و یك برش بزرگ از كیك خانگی مادرم با موسیقی دلبخواه 
 
و خیالی كه از بابت تـــو سخت راحت است!
 
 
 

ادامه مطلب  

پنجمين روز از هفته كتاب  

     در پنجمین روز از هفته كتاب كارگاه ادبی با موضوع داستان نویسی
 
    خلاق با استفاده از عناوین کتابها در مركز شماره یك سقز برگزار
 
    گردید
 
   
 
    
            در روزهای پایانی از هفته كتاب و كتابخوانی و در راستای جذب و تداوم
 
       حضور اعضا در کارگاه های ادبی مركز و به منظور پرورش توانمندی اعضای
 
      نوجوان در  نوشتن خلاق و همچنین آشنا نمودن آنان با كتابها و تشویق به
 
     مطالعه ، كارگاه ادبی با موضوع داستان نویسی خلاق با استفا

ادامه مطلب  

 

دختره استتوس گذاشته: امروز پنجره باز بود یه كلاغ اومد تو اتاقم:| من به ۸۷ نفری كه اینو لایك كردن اصن كاری ندارم، حتما خوششون اومده دیگه… به ۹۸۳ نفری كه كامنت گذاشتن هم كاری ندارم، ولش اصن… روی صحبتم با اون ۴۳ نفریه كه اینو شر (share) كردن !!! یه دكتر خودشونو نشون بدن لطفا

ادامه مطلب  

سکوت ...  

وقتے مے شنوے میگن اُمـُّــــل وقتے مے شنوے میگن كچـــل وقتے مے شنوے میگن چــادر نشین وقتے مے شنوے میگن كلاغ سیــاه وقتے مے شنوے میگن زشــــت هیـــس! سكوت بهترین جوابـﮧ سكوت نشونـﮧ آرامش توست سكوت نشونـﮧ ارزش توست سكوت نشونـﮧ وقار توست

ادامه مطلب  

 

به نامت
 
بانو از خودت دست نكشخودت چتر باشخودت ابر باشخودت بارانشك نكن خدا نابغه بوده،كه تو را آفریدهبیخیال بنده هایش كه دنیای زنانه ات را نادیده گرفتند،بانو ایندفعه سر سفره، تو نان گرم بخوراصلا تمام زیتون های دنیا هم مال توهر وقت هم تنت سرد شدتنهاییت را بغض نكنآواز كنبا صدای بلند برای گرمیه دلت بخواندیگر هیچ وقت تنهاییت را باگریه نشان ندهحتی وقتی تنها میخوابی.بگذار ایندفعه لالاییت را برای خودت...،چه خوب میشد عصرانه میهمان خودت باشیبانو

ادامه مطلب  

سهراب سپهری  

 
پشت كاجستان، برف.برف، یك دسته كلاغ.جاده یعنی غربت.باد، آواز، مسافر، و كمی میل به خواب.شاخ پیچك و رسیدن، و حیاط.من، و دلتنگ، و این شیشه خیس.می نویسم، و فضا.می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشك.یك نفر دلتنگ است.یك نفر می بافد.یك نفر می شمرد.یك نفر می خواند.زندگی یعنی: یك سار پرید.از چه دلتنگ شدی؟دلخوشی ها كم نیست: مثلا این خورشید،كودك پس فردا،كفتر آن هفته.یك نفر دیشب مردو هنوز، نان گندم خوب است.و هنوز، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند.قطره ها در

ادامه مطلب  

 

پشت كاجستان، برف.برف، یك دسته كلاغ.جاده یعنی غربت.باد، آواز، مسافر، و كمی میل به خواب.شاخ پیچك و رسیدن، و حیاط.من، و دلتنگ، و این شیشه خیس.می نویسم، و فضا.می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشك.یك نفر دلتنگ است.یك نفر می بافد.یك نفر می شمرد.یك نفر می خواند.زندگی یعنی: یك سار پرید.از چه دلتنگ شدی؟دلخوشی ها كم نیست: مثلا این خورشید،كودك پس فردا،كفتر آن هفته.یك نفر دیشب مردو هنوز، نان گندم خوب است.و هنوز، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند.قطره ها در جر

ادامه مطلب  

تابستانه  

سلاااااااام  تابستونتون مبارك  از تعطیلات مدارس حدود پنجاه روز می گذره و بچه ها حسابی مشغول شدن ، طبق تجربه سال قبل كه اوایل سال تحصیلی آدرینا به كل هنگ كرده بود مخصوصا توی دیكته امسال طبق یك برنامه ، كه كم و بیش بهش پایبندیم موقع ظرف شستن من ، آدرینا یك قصه از مجموعه قصه های مادر بزرگ رو می خونه و ما فیض می بریم كه خیلی موثر بوده و با اینكه كلمات سخت هم توی متن قصه ها هست خیلی خوب و روان می خونه ، ریاضی هم چند شب یكبار چند تا سوال از كلاغ سپید

ادامه مطلب  

پشت کاجستان برف..  

 
پشت كاجستان، برف.برف، یك دسته كلاغ.جاده یعنی غربت.باد، آواز، مسافر، و كمی میل به خواب.شاخ پیچك و رسیدن، و حیاط.من، و دلتنگ، و این شیشه خیس.می نویسم، و فضا.می نویسم، و دو دیوار، و چندین گنجشك.یك نفر دلتنگ است.یك نفر می بافد.یك نفر می شمرد.یك نفر می خواند.زندگی یعنی: یك سار پرید.از چه دلتنگ شدی؟دلخوشی ها كم نیست: مثلا این خورشید،كودك پس فردا،كفتر آن هفته.یك نفر دیشب مردو هنوز، نان گندم خوب است.و هنوز، آب می ریزد پایین ، اسب ها می نوشند.قطره ها در

ادامه مطلب  

 

به صف صفا بكن و حرفی از فشار نزننكن شكایت و زیر فشار زار نزن
فشار آمده؟ باشد؛ كمّی تحمل كننباش بچه ننه، عین چی! هوار نزن
كمی مقاومت و صبر كردنت بد نیستبه زیر مشت و لگد جیغ ناگوار نزن
صدای مبهم و مشكوك در میانه صف در آن فشار و شلوغی و گیر و دار نزن 
چو یاكریم اگر هم زدند توی سرتننال هیچ و شبیه كلاغ قار نزن
نخست موعظه پیر می فروش این استكه زنگ خانه ی ما را دم ناهار نزن!
به هم نزن صف اگر كه تمام هم شد نانبمان در این وطن و حرفی از فرار نزن
...........
ملّتی ب

ادامه مطلب  

آذر  

آذر شده و فقط بیست روز به آخرِ ترم مونده، ترمی كه برای من تعطیلی محض بود، و یك عالمه پروژه و ارائه داره.امروز بالاخره رفتم مراسم مامانِ مهتاب و از اینجا به بعد ِ زندگیم، هر اتفاقی كه بیافته خدا را شكر میكنم چون مامان دارم. مامانی كه خیلی حرصش دارم، خیلی حرصم داده و میتوانست خیلی اتفاق ها نیافته اگه او این نبود، اما خدا رو شكر كه هست. یه زمانی دوستام برام خیلی مهم بودن اما الان به این نتیجه رسیدم كه خانىاده اولویت اوله، نه این خانواده، البته!!!


ادامه مطلب  

من گناهم اين بود كه افتادم My sin was fall  

من گناهم این بود كه افتادم:
زمان اتحاد خورشید و درخت و خاك و آب برای میوه است
 درخت تكیه گاه محكم میوه اس
و برایش آب و غذا تهیه می كند
 خاك هم با همه ی توانش هم ریشه های درخت را درجانش پذیرا شده
و هم هر آنچه دارد در طبق اخلاص است
گونه های گل انداخته
رقص بی نظیر شاخه ها
سایه بانی از برگ سبز
اما ناگهان سقوط!
سقوطی ناخواسته
سقوطی بعد از شیرین شدن زندگی
چه شیرینی تلخی
شاید شیطنت یك كلاغ
یا سرعت غیر مجاز باد
و یا شاید «بلوغ» دلیل افتادن بود
به هر حال س

ادامه مطلب  

من گناهم اين بود كه افتادم My sin was fall  

من گناهم این بود كه افتادم:
زمان اتحاد خورشید و درخت و خاك و آب برای میوه است
 درخت تكیه گاه محكم میوه اس
و برایش آب و غذا تهیه می كند
 خاك هم با همه ی توانش هم ریشه های درخت را درجانش پذیرا شده
و هم هر آنچه دارد در طبق اخلاص است
گونه های گل انداخته
رقص بی نظیر شاخه ها
سایه بانی از برگ سبز
اما ناگهان سقوط!
سقوطی ناخواسته
سقوطی بعد از شیرین شدن زندگی
چه شیرینی تلخی
شاید شیطنت یك كلاغ
یا سرعت غیر مجاز باد
و یا شاید «بلوغ» دلیل افتادن بود
به هر حال س

ادامه مطلب  

نقد آرسنال 0 - 0 میدلرزبرو 95.8.2  

 آرسنال با میدلزبرو توی خونه خودش مساوی کرد
و نتونست گلزنی کنه اما...
این قضیه فقط به خوب دفاع کردن میدلزبرو مربوط نمیشه
 
البته حتی این نتیجه نمیتونه نتیجه بدی برای آرسنال باشه اما وقتی به عملکرد تیمی نگاه میکنیم متوجه میشیم که عواملی که باعث شد آرسنال نتیجه نگیره ، تاکتیکی نبوده و بیشتر فردی بوده که این زیاد جالب نیست

ادامه مطلب  

کنقر الغراب  

امام باقر (ع) فرمود: بینا رسول اللّه، صلى اللّه علیه و آله، جالس فی المسجد، إذ دخل رجل، فقام یصلّى فلم یتمّ ركوعه و لا سجوده. فقال، صلى اللّه علیه و آله: نقر كنقر الغراب! لئن مات هذا و هكذا صلاته لیموتنّ على غیر دینى.
( [روزى‏] پیامبر (ص) در مسجد نشسته بود فردى بر وى وارد شد و به نماز ایستاد، ركوع و سجده نماز را به طور كامل به جا نیاورد. پیامبر فرمود: «چون كلاغ بر زمین منقار كوبید! اگر این شخص بمیرد و نمازش این باشد، بتحقیق كه بر دین من نمرده است.) فر

ادامه مطلب  

القصه...  

من كه ردپاى قدم هایم را زیرباران شسته ام، 
بوى عطرم را در نفس هاى باد گم كرده ام، 
هیچ گامى برنداشته ام تا مبادا صداى قدم هایم در همهمهء زمانهء پرقیل و قال به گوش كسان و ناكسان برسد، 
مى دانید؟
این روزها حوصلهء دردسر ندارم.
به جان قمرى توى حیاطمان!
 شعرهایم را تك به تك، در جرقه هاى آتش سكوت پرپركرده ام،
احساسم را در بلورهاى برف آجین به غل وزنجیر كشیده ام
حتى نبضم را در تیك تاك ساعت روى مچم 
درست همان جا كه حیات انسانى مى تپد، 
خاموش كرده ام.
قسم

ادامه مطلب  

القصه...  

من كه ردپاى قدم هایم را زیرباران شسته ام، 
بوى عطرم را در نفس هاى باد گم كرده ام، 
هیچ گامى برنداشته ام تا مبادا صداى قدم هایم در همهمهء زمانهء پرقیل و قال به گوش كسان و ناكسان برسد، 
مى دانید؟
این روزها حوصلهء دردسر ندارم.
به جان قمرى توى حیاطمان!
 شعرهایم را تك به تك، در جرقه هاى آتش سكوت پرپركرده ام،
احساسم را در بلورهاى برف آجین به غل وزنجیر كشیده ام
حتى نبضم را در تیك تاك ساعت روى مچم 
درست همان جا كه حیات انسانى مى تپد، 
خاموش كرده ام.
قسم

ادامه مطلب  

داستان طنز اما تامل برانگیز  

روزی در جنگلی كلاغی در تمامی طول روز بر روی شاخه درختی نشسته بود و هیچ كاری
انجام نمی داد.
خرگوش كوچكی او را دید و از او پرسید: "آیا من هم می توانم مانند تو تمام روز را در گوشه ای بنشینم و هیچ كاری انجام ندهم؟".كلاغ پاسخ داد: "البته، چرا نه".
خرگوش هم زیر همان درخت نشست و استراحت خود را آغاز كرد.
ناگهان سرو كله روباهی پیدا شد و پرید و خرگوش را گرفت و خورد.
 
برای اینكه بتوانی بنشینی و هیچ كاری انجام ندهی، باید در جایگاه بالایی ( مقام ) قرار داشته باش

ادامه مطلب  

راهى شگفت در رسانيدن روزى‏  

خدمت عالمى وارسته و فقیهى بزرگوار و عاشق دلباخته اهل بیت بودم، از كسى كه معاصر با شهید راه حق آیت عظماى رب شیخ فضل‏الله نورى بود نقل كرد كه: شیخ شهید فرمود: روزى چند تن از دوستانم مرا به صرف نهار در اطراف امام زاده داود واقع در دل كوه‏هاى مشرف به تهران و پشت به مازندران دعوت كردند.
دعوتشان را پذیرفتم و به آن منطقه رفتم، چند خیمه برپا بود، خیمه‏اى به عنوان آشپزخانه، خیمه‏اى براى پذیرائى از میهمانان و خیمه‏اى براى استراحت خادمان و خدمتگزارا

ادامه مطلب  

57  

ظاهراً همه چیز پنهانكارانه پیش می رود .
گاهی حسادت می كنم و گاهی فكر می كنم كه همین الان از پا خواهم افتاد . این وسط تنها چیزی كه رخ نمی دهد ادراكِ ناگهانی از یك دقیقه بعد است ، از یك مرحله ی بعد ...
دهه های عمر اخلاق بخصوصی دارند و روش های برخوردشان با آدمیزاد یكی نیست . باید از یك دهه به دهه ی دیگر رفته باشی تا اخلاقشان را دریابی . وقتی در دهه ی دوم از زندگی ات هستی همه چیز درباره ی روزها كُند و درباره ی سالها تند اتفاق می افتد . این می تواند پیش فرض

ادامه مطلب  

تمنای عشق  

برای عشق تمنا كن ولی خار نشو. برای عشق قبول كن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر . برای عشق وصال كن ولی فرار نكن . برای عشق زندگی كن ولی عاشقونه زندگی كن . برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش

ادامه مطلب  

تبليغات فرهنگي  

" تبلیغات فرهنگی "به نوعی از تبلیغ گفته می شود كه برای القای موضوعات فرهنگی ، تقویت ریشه ها ، آموزش و در مجموع تزریق نوعی ایده فرهنگی در اذهان عمومی از آن استفاده می شود و در آن می توان از تمام ابزارهای تبلیغ سود جست.
تبلیغات فرهنگی زیر مجموعه ای از تبلیغات سیاسی است. همان طور كه قبلا به تعریف تبلیغ پرداختیم ، می توانیم چنین نتیجه گیری كنیم كه "تبلیغ فرهنگی فعالیتی آموزشی است كه به منظور اطلاع رسانی پیام های فرهنگی انجام می گیرد "، به طوری كه نت

ادامه مطلب  

خاطره آن شب  

روی مبل نشسته، مثه همیشه پاهاشوبغل كرده،لاک تیره راه راه، شلوار خاكستری،چشمان سیاه، از دور كه نگاش میكنم ابروهاشوبالا میندازه،با دستش موهای فرفری شومیكشه. منتظرم تا صدام كنه:(صدا نه فریاد...چشاش میوفته تو چشام. "بدو بیا اینجا كلاغ پرت كنم" وااااااای. چقد ذوق میكنم. میدو ام سمتش.بخاری نفتی خاموش شده.اماچقد گرمه اینجا. روپاهاش حس خوبی دارم.تا نزدیكی صورتش میرم و برمیگردم.دوس دارم فقط بوش كنم.بوی بدنش خیلی خاصه.نگاهم باهاش حرف میزنه.عجیب دوس دا

ادامه مطلب  

دعوت به نشست هم انديشي وبلاگ نويسان...  

 
به نقل از كلاغ ها:
 
_ پدیده‌ای به نام تلگرام را دیگر همه می‌شناسیم و شاهد آن هستیم که به مانند دیگر حیطه‌های اجتماعی ، شکل‌گیری و ایجاد انواع کانال‌های اطلاع‌رسانی و خبری با موضوع "کوه و کوه‌نوردی ایران" نیز به سرعت در حال انجام است.  _ عملکرد تعدادی از این کانال‌های اطلاع‌رسانی و خبری در تلگرام ، منحط و ناسالم است.  آنها اخبار و مطالب وبلاگ‌ها و سایت ها را می‌دزدند و با امضای خود در کانال خبری‌شان منتشر می‌کنند. _ این روزها دزدی

ادامه مطلب  

دادايي...  

5شنبه صبح با سمیر و نفس رفتیم پیش بابام...خلوت بود و ما راحت تر...نه سیدخندان رفتم و نه شركت..تعطیل.
رفتیم سبك شدیم و اومدیم،سمیر پیش من گریه نمیكنه و هربار كه میرفتم آب بیارم واسه مزار بابا گریه میكرد و جلوی من سكوت اما من نه...نمیتونستم دووم بیارم.
5شنبه ظهر رفتیم خونه مادرعیال،بهروز هی اصرار میكرد و هماهنگ میكردم،فهمیدم چی رو میخواد بگه..جنسیت بچه ش رو..
خونه مادری عیال كیك گرفت و خونه حاجی شیرینی گرفت...بچه دادایی پسر ه...عمو شدم..
البته بحث دختر

ادامه مطلب  

ياداشت عبدالحسین موگویی  

** عبدالحسین موگویی (دانشجوی دکترای حقوق بر نمایش روز كلاغ)
**برای شوریدگی های مجید صدیقی
فضیلت غیره منتظره آگاهی...
در رخت کو از می دین فرخی؟گر بدیدی بحر کو کف سخی؟هنر کیش مردان شیداست. همه کیش مندان شیدا از می دین خورده اند. و نشانی از فرخندگی در سراپایشان متجلی است. گره گشا هستند نه گره در گره. بند گشا هستند نه بند افزا. یکسره ابتهاج ونشئگی هستند نه عبوسی و مخموری. چرا که هنر معدن خرسندی و خوشایندی است و هنرمند از دریای معنا در می آید و هرگز مبا

ادامه مطلب  

مثل هم نيستيم!  

تا حالا فكر كردى مورچه و سوسك و ملخ و عقرب ، پلنگتون و مرجان وماهى و كوسه ، داركوب و گنجشك و كلاغ و عقاب ، بز و اسب و گربه و شیر وحتى همین خودت، یعنى انسان، چطور بوجود اومدى؟ تا حالا فكر كردى این احساساتت و این منِ تو كه گاهى گرفته است و گاهى شاد و مبتهجِ، و ربطى هم به بدنت نداره چرا هست؟ 
یكى بود، یكى نبود!
یك زنجیره كه از 10تا شكل تشكیل شده در نظر بگیر؛ مثلا
0 1 2 3 4 5 6 7 8 9
همین زنجیره رو اینطورى هم میشه چید:
9 8 7 6 5 4 3 2 1 0 
اما این یك زنجیره جدیده. تعداد

ادامه مطلب  

هفت دردي كه نبايد سرسري گرفت  

هرکس که عبارت زیان ضروری را ابداع کرده بی تردید راجع به درد فکر کرده
است. هیچ کس درد را نمی خواهد اما این تنها زبان بدن برای بیان این است که
چیزی بد در حال اتفاق افتادن است. شما ممکن است از تنظیمات بدن خود آگاهی
داشته و لذا دردهایی که تنها به دلیل حرکتی غلط بروز می کند مثل جابه جا
کردن مبلمان و در نتیجه درد کمر و….را از سایر دردها تفکیک و تمیز دهید. در
هر صورت شما نیازمند به راهنمایی بیشتر هستید. نتیجه تحقیق و پژوهش از
پزشکان قلب، متخصصان

ادامه مطلب  

سردار صفوي: به دنبال راهکارهايي براي آزادي فلسطين هستيم  

 
 
رییس موسسه آینده پژوهی جهان اسلام، شناخت اهداف مشترک و نیز دشمنان مشترک جهان اسلام را از دیگر اهداف راه اندازی این موسسه عنوان و تأکید کرد: در این موسسه علمی از راه تحقیق و مطالعه به دنبال دستیابی این نتیجه هستیم که ملت‌های اسلامی برای آزادی فلسطین چه راهبرد و راهکارهایی را می­‌توانند دنبال کنند.
 
 

ادامه مطلب  

سردار صفوي: به دنبال راهکارهايي براي آزادي فلسطين هستيم  

 
 
رییس موسسه آینده پژوهی جهان اسلام، شناخت اهداف مشترک و نیز دشمنان مشترک جهان اسلام را از دیگر اهداف راه اندازی این موسسه عنوان و تأکید کرد: در این موسسه علمی از راه تحقیق و مطالعه به دنبال دستیابی این نتیجه هستیم که ملت‌های اسلامی برای آزادی فلسطین چه راهبرد و راهکارهایی را می­‌توانند دنبال کنند.
 
 

ادامه مطلب  

روابط عمومي يک فرايند است.  

روابط عمومی یک فرایند است. یعنی یک سری اقدامات، تغییرات، یا وظایف که  نتیجه ای را به بار می آورند. برای توصیف این فرایند به نحوی مطلوب و خوشایند و برای به خاطر سپردن اجزای آن، بهتر است از اختصار (ریس)"Race"  که اولین با توسط "جان مارتسون" در کتابش با عنوان ماهیت روابط عمومی ابداع و استفاده شد، استفاده کنید. اساساً Race به معنای آن است که فعالیت روابط عمومی از چهار عنصر کلیدی زیر تشکیل می شود:
•  تحقیق. مشکل یا موقعیت چیست؟                        

ادامه مطلب  

هيدروكسي آپاتيت در مهندسي بافت استخوان نوشته دکتر مرتضی بهروزی  

بهترین گزینه برای اعمال جراحی ارتوپدی، استفاده از پیوند استخوان ‏autologous‏ برای تحریك استخوان سازی و تثبیت ایمپلنت می باشد؛ در حالیكه تعداد محدودی استخوان برای ‏autograft‏ (بافت خود فرد) موجود است و احتمال ایجاد مشكلات زیادی در محل دهنده وجود دارد.  ‏Allografts‏ ( بافت فرد دیگر) از بانك استخوان در حال حاضر راه كار دیگری است ، اما احتمال بالای عواقبی چون بیماری ‏graft-versus-host‏ و انتقال بیماری های عفونی و در نتیجه پس زدن بافت وجود دارد. بنابراین استفاده

ادامه مطلب  

مزیت کود سولفات آمونیوم گرانول سولفامون  

 
مزیت های استفاده از کود سولفات آمونیوم گرانوله سولفامون به جای استفاده از کود سولفات آمونیوم پودری و کودسولفات آمونیوم کریستال
 
کود سولفات آمونیوم گرانولی سولفامون به دلیل سایز بندی یکنواخت دانه ها، برای مخلوط کردن و استفاده همزمان با کود های جامد دیگر مانند اوره بسیار مناسب است.به علت دانه بندی و شکل مناسب ، امکان استفاده از آمونیوم سولفات سولفامون در حالت محلول در آب ، پاشش روی خاک به صورت مکانیزه یا با دست ،کانال کود و چال کود وجود د

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1